آرشیو آبانماه 1388

| بدون نظر

فی الحال،
خوشحالم:
نبوی بیرونه
"تو" را دارم...
قیمه داشتم شام
دوستان هم دلی دارم
کارهایم جهت و هدف دارد
خدایی دارم در همین نزدیکی...

دلم می خواهد:
"تو" اینجا بودی...
با برنامه تر باشم
همه زندانی ها زودتر بیان بیرون
بچه حسین صحیح و سالم باشد و عاقبت به خیر

| بدون نظر

اولا که مودب باش دادا! حالا رفیقیم که رفیقیم، دلیل نشد که شما همین جوری ادامه بدی! برادر جان، کردان نه،دکتر کردان! من و آن مرحوم با هم مراوداتی داشتیم که می گم کردان، شما چرا خودت را قاطی می کنی.

دویما بحث چربی کردم من؟ من فقط می گم جنایت که نکرده. البته کار بدی کرده. اما خدایی به کسی آسیب نزده که. تازه باعث عبرت هم شد که آی آدما اگردروغ بگید همیشه رییس جمهور نمی شید گاهی هم اینجوری میشه! یعنی یک جورایی با هیچ جای سرنوشت 70 میلیون آدم بازی نکرده، اگر کرده بگید با کجای سرنوشت بازی کرده؟البته بگم ها من فقط "کردان متقلب مدرک"را می شناسم ها! حالا کردان دهه شصت اعدام می کرده، یا دهه هفتاد تو قتل زنجیره ای بوده ... من بی اطلاعم و اونها با خودش من فقط از اتهام تقلبش در برابر نکیر و منکر دفاع می کنم! تقلب در مدرک از این جرایمی هست که پیش میاد! خدایی جرایمی که رفقاش مرتکب شدن کجا مال این بدبخت مادرمرده موکل من کجا؟ یه عمر فقط نون حروم خورده به جهت پولی که بابت مدرک دکترا می گرفته. یک مقدار اکاذیب به هم بافته. یک مقدار تق سیستم را درآورد که همچین آدمی با همچین دروغ هایی می تواند وزیر کشور شود! نه ضربیده و نه شتمیده و نه قتلیده نه دستور اینها رو داده! فقط کیف می کرده بهش بگن دکتر! کار بد کرده ها ولی جنایت نکرده فقط کار بد کرده.

در پایان محض اینکه گپی زده باشیم بر مواضع اصولیم پا می کوبم و از محضر باری تعالی برای موکلم طلب عفو دارم!

پ.ن: موکل من خیلی دوست داشت بقیه اونو آدم گنده ای ببینند ولی حتی اینقدر هم گنده نبود و به نظر گنده نمیاد که بشه از مرگش خوشحال شد!

| بدون نظر

کاش یک سایتی بود که می شد بهش گفت مواد اولیه غذا چی دارم بعد اون بهت بگه چه غذاهایی رو به چه شیوه ای میشه پخت!
خسته شدیم از بس مرغ و ماکارونی خوردیم...

| بدون نظر

برای جهان، کامنت نگرفت وبلاگت:
از مرگ هر آدم بدی که آدم شاد نمیشه که! آدم باید خیلی بد باشه که از مرگش بشه خوشحال شد! کردان تقلب کرده بود، آبروش هم رفت. مرحوم خدابیامرز آدم حال بهم زنی بود ولی در حدی نبود که آدم از مرگش خوشحال شه. مثلا اگر بگن رادان یا مرتضوی یا ... حالا بیخیال ، مردن من خوشحال می شم.

| بدون نظر

رادیو پیاممان قطع بود چند روزی الان دیگه وصل شده...
بله.... زمونه ای شده ها...

| بدون نظر

"پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب
تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

دیده بخت به افسانه او شد در خواب
کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم"

حافظ- با صدای آقای شجریان

| بدون نظر

"کارهای برجسته ای که آدم به پیروی از وسوسه ای درونی می کند، باید ناگفته بماند، همین که آن را به زبان بیاوری و از آن لاف بزنی چیزی بیهوده و بی معنی جلوه می کند و پست و بی مقدار می شود."
بارون درخت نشین،انتشارات نگاه

| بدون نظر

من در سایت رهبر کلمه شکنجه را سرچ کردم. شما هم چند تا کلمه دیگر مثل "استبداد" ، "زور" و... امتحان کنید:

"عجب! مگر منطق ديكتاتورهاى عالم، آن‏جايى كه مردم و مخالفان خود را سركوب و تار و مار و شكنجه مى‏كنند، غير از اين است؟! همه‏ى چهره‏هاى نحس و خبيث سياسى دنيا كه معروف به خباثت و ديكتاتورى هستند، مخالفان خود را با همين منطق تار و مار كرده‏اند؛ مى‏گويند ما از موجوديت خود دفاع مى‏كنيم. او مى‏گويد اسرائيل از موجوديت خودش دفاع مى‏كند. شيخ احمد ياسين، پيرمرد فلجِ روى چرخ نشسته، مگر غير از زبان و غير از فكر كار ديگرى مى‏توانست بكند؟ شما كه مى‏گوييد ما با آزادى بيان و آزادى فكر موافقيم" (دوم اردیبهشت 83)
(پوینت قضیه: حجاریان)

"ماجراى زندان «ابو غريب» - كه اخيراً معلوم شده است كه اين ماجرا مخصوص زندان ابوغريب هم نيست و در همه يا در اكثر زندانهايى كه امريكا در عراق دارد، با عراقيها همين رفتار مى‏شده است - داغ ننگى بر پيشانى امريكاييها شد؛ و اين داغ به اين آسانيها پاك نخواهد شد. آن وقت رؤساى امريكايى - رئيس‏جمهور و باند حاكم بر امريكا - مى‏گويند ما خبر نداشتيم؛ عذرخواهى‏شان اين است! مى‏گويند ما اطلاع نداشتيم؛ ما درِ شكنجه‏گاه‏هاى صدام را بسته‏ايم. مگر فرق مى‏كند كه چه كسى مردم را شكنجه كند؛ صدام يا شما؟! شكنجه، شكنجه است. شما درِ شكنجه‏گاه‏هاى صدام را نبستيد؛ شما جاى صدام را گرفته‏ايد. اين كه مى‏گويند ما خبر نداشتيم، اولاً دروغ مى‏گويند؛ چون صليب سرخ صريحاً اعلام كرد كه از مدتها قبل مسؤولان رده‏ى بالاى ارتش و مسؤولان امريكا را در جريان اين كار قرار داده است. معلوم مى‏شود كه از مدتها قبل اين كار اتفاق افتاده و حالا آشكار شده است؛ بنابراين بايد خبر به اينها رسيده باشد و اگر نرسيده، اين موضوع، خودش جرم ديگرى است. وانگهى، مگر صدام خودش به سلولها مى‏آمد و شكنجه مى‏كرد؟ صدام هم مأمورينش مى‏كردند، شما هم مأمورينتان دارند مى‏كنند."(27 اردیبهشت 83)
(پوینت قضیه کهریزک)


| بدون نظر

سی سال پیش مردم در اعتراض به استبداد انقلاب کردند و یکی از خواسته های اصلی شان "آزادی" بود. اما پس از سی سال می توانیم بگوییم که به استبداد و متاسفانه استبداد دینی دچاریم و به آن معترضیم. جنبش سبز چگونه باید پیش برود ، (فارغ از توانایی های ما و اینکه اصولا این بایدهای ما به درد کجای عالم می خورد)که سی سال بعد فرزندان ما در این پله متوقف نمانده باشند؟

| بدون نظر

قیمه، قرمه، ماکارونی بلدم بپزم!

| بدون نظر

عباس عبدی قبلا ها می گفت :" به کار بردن خشونت برای حکومت مثل هروئین می ماند. هر بار که استفاده می کند باید دوزش را بالاتر ببرد و آخر هم می میرد! معتاد فکر می کند که هروئین و میزان دوزش تحت اختیار اوست، در حالیکه حقیقتا او اسیر هروئین است."
فیلم های دیروز و وحشی بازی های پلیس دست کمی از اسرائیلی ها نداشت! این صحنه ای که پلیس دست می کرد لای موهای پسره و کله پسر رو مثل یویو می کوبید به دیوار دقیقا صحنه مشابه اش را از دوران طفولیت به یاد دارم که سرباز اسرائیلی هم این کار را با فلسطینی ها می کرد. نه ما این صحنه ها یادمان می رود نه آنها صحنه پاره کردن پوستر خامنه ای! هر روز کینه مان از هم بیشتر می شود.

| بدون نظر

موضوع خوشحالی های آدم عوض می شود! نه تنها در گذر زمان که در گذر مکان!

| بدون نظر

برای اکثریت جماعت هم کلاسی های من ایران دقیقا معادل "کباب فروشی کاسپین" هست. یعنی از 4000 سال "تاریخ" و "فرهنگ" و "ادبیات" و "افتخار مطلق" که هیچ ، طبیعی هست (من هنوز وقتی از فعل "هست "استفاده می کنم، لبخند ملیحی به تمام حساسیت های ادبی حسین می زنم) که خبر نداشته باشند. حتی از انتخابات و جنبش سبز و اینها هم یادی نمی کنند! تا می گویی "ایرانی هستم" با نیشی به درازی فاصله دو بناگوش می گویند "ایران؟! واو! کاسپین رستورانت!"