آرشیو آبانماه 1387

| 2 نظر

من:بیا برات یه کتاب هدیه بخرم.
پوریا: باشه
.
.
.
من: کتابه چهار تومنه، من سه تومن بیشتر ته جیبم ندارم. هزارش خودت بده.
پوریا: باشه.
.
.
.
پوریا: دستت درد نکنه.

***
رفاقت و نداری یعنی این!

| بدون نظر

"بهترین راه زندگی شرافتمندانه اینست که به همان کسی که تظاهر می کنیم تبدیل شویم"
سقراط

***
امروز توفیق اجباری باعث شد پای صحبت مجید اقای انصاری بشینم. از اینکه مطالب ربطی به موضوع اعلام شده نداشت بگذریم، محتوای صحبت ها هم نا امید کننده بود. همگی نقل به مضمون هستند:
"اینکه امام فتوا به حفظ تلویزیون داد موجب حفظ تلویزیون شد"
"امام عصبانی شدند و دستور دادند یک شبه مانع ها را در دانشگاه بردارند"
"اگر یک هواپیمایی با سرعت زمین ولی در جهت مخالف حرکت کند حکم نماز مسافرین چیست؟ اینجا فقه پویا به کار می آید"
"نظر امام در باب موسیقی: موسیقی مثل آب است هم خفه می کند هم موجب حفظ حیات است"
...

| بدون نظر

"سر من مست جمالت
دل من دام خیالت..."

| 3 نظر

کسی میدونه صاحب الی کجاست؟ استیج چرا اینجوری "یک خط در فصل" می نویسه؟ کسی نمی خواهد دوباره حرفی و نقلی از "ممد" و "میلاد" بخونه؟ ابراهیم نیومده غایب است! کسی نیست "مجتبی" رفته را تشویق کند که از غربت بگوید تا عقده اش نشود؟ و چرا "علیرضا" کمتر طنازی قلمی می کنه؟ جسارت نباشه "سوپرنوا" زنده است؟! حرفهای سخت سخت شاهین یادش بخیر! چه زود به یادش بخیر یادش بخیر افتادم !
در راه انداختن امور "خوب" کوشا ایم. (کوشاییم؟) اما در حفظ کردن مسلما مردودیم. چه مفلاگ چه ظفر. نمی دونم شایدم ظروفی بودند که تاریخشان گذشته.

بیزنس جدید کسی سراغ نداره؟ آیلتس کار طالبیم ها! اس او پی بلدی بنویسی؟

| بدون نظر

"حدس می‌زنم
که خواهی گريخت
التماس نمی‌کنم
از پی‌ات نمی‌دوم
اما صدايت را در من جا بگذار!

می‌دانم
که از من دل می‌کنی
راهت را نمی‌بندم
اما عطر موهايت را در من جا بگذار!

می‌دانم
که از من جدا خواهی شد
خيلی ويران نمی‌شوم
از پا نمی‌افتم
اما رنگت را در من جا بگذار!

احساس می‌کنم
تباه خواهی شد
و من خيلی غمگين می‌شوم
اما گرمايت را در من جا بگذار!

فرقش را با حالا می‌دانم
که فراموشم خواهی کرد
و من
اقيانوسی خواهم شد سياه و غم‌انگيز
اما طعم بودنت را در من جا بگذار!

هر طور شده خواهی رفت
و من حق ندارم که تو را نگه دارم
اما خودت را در من جا بگذار!"

عزیز نسین

| 1 نظر

"اگر عشق شما عشقی است که قدرت تولید عشق ندارد، اگر بوسیله تجلی زندگی به عنوان عاشق از خودتان معشوق نساخته اید، عشق شما ناتوان است، یک بدبختیست"
کارل مارکس

| بدون نظر

آدم باید مرد باشه! جدی می گم ها! می خوای کار سیاسی کن برو حزب و علنی بگو به این تشخیص رسیدم که قدرت داشتن این جریان سیاسی به نفع مردم و کشور هست. الحمدلله حزب هم کم نیست. اینکه بری یک فعالیتی راه بندازی که تهش می بینی فقط سلایق سیاسی منشا تصمیم گیری هستند ولی یک لباس مقدس بنداری رو کارت ته بی شرفی و بی .... لا اله الا الله!
کاش این قافیه اندیشی ها در کارم نبود با کله می اومدم تو شیکمت !!

| بدون نظر

یک زمانی فکر می کردم اگر زیستی "اخلاقی" داشته باشی کافیست. چه اهمیت که فکر می کنی خدایت چه شکلی است؟ و اصلا هست یا نیست؟
امروز فکر می کنم با هر اعتقادی نمیشه اخلاقی پایداری باشی و وقت وقتش که رسید فقط "مومنان" می مانند و بقیه همج الرعا! جالب است اینها را قبلا هم خوانده و شنیده بودم اما این روحیه لیبرالی تجربت پرست ...

پ.ن: از این همه کلی گویی و غیرعلمی سخن گفتن معذرت در حد درد و دل بخونید.

| بدون نظر

ما امروز ته نشاط اینترنتی هستیم فلذا یه ایمیل برای گروپ فارغل ها فرستادیم و وبلاگ علیرضا را خواندیم و اینجا هم پستی مرقوم می کنیم.
ای علیرضا بدان و آگاه باش جواب تو دو حرف و سه نقطه بیش نیست: "هی..." فتدبر!
اما بعد ممد خان نجف آبادی این حلقه ظفر را تو رو جان جدت راه بنداز که ما بتونیم یه جایی رو بپیچونیم،الان هیچ جایی نیست برای پیچش و ما پیچش خونمون پایین اومده!