آرشیو شهریورماه 1387

| 2 نظر

از همه هزاران هزار بازدید کننده و خواننده پروپاقرص صبا عذر خواهی می کنم که مدتی اینجا خراب بود و ما از فیض محضر شما مردم همیشه در سر صحنه محروم بودیم ان شا الله که...
(صدای سوت و دست زدن هزاران هزار خواننده)
متشکرم متشکرم متشکرم . ان شاالله لیاقت این همه محبت را داشته باشم و...
(صدا تشویق، یکی از خواننده ها از شوق بازگشایی صبا گریه می کند)
و ... من به شما تعلق دارم ،به همتون
(آن تماشاگر فوق الذکر غش می کند ، دوربین ها بر رویش زوم می کنند. مردم با دیدن این منظره ابراز احساسات می کنند و یک صدا درخواست آهنگ "یک حمومی من بسازم" را دارند، بعدشم "مرغ سحر")
اجازه بفرمایید... استدعا می کنم .... چشم چشم...
یک حمومی من بسازم، یک حمومی من بسازم ، چل ستون چل پنجره ....

یکی از نمادهای منطقی بودن و محکم بودن تصمیم اینه که آدم -در حالت کلی- ابایی از اعلام تصمیمی که گرفته نداره. هروقت یکی حس کرد تصمیمی رو مجبور هست پنهان کنه-تاکید می کنم در حالت کلی- یعنی خودش نوعی شک داره در تصمیم گرفته شده. البته این مطلبی که عرض می کنم فرق داره با اینکه آدم همه چیز رو به همه بگوید. خودتون می فهمید چی می گم دیگه.

نمی دونم چرا حلالیت طلبی توکلی از موسویان به دلم نشست. بر خلاف بیانیه شورای اطلاع رسانی دولت اصلا به نظرم کار توکلی سیاسی کاری یا دست به یکی کردن علیه احمدی نژاد نیومد. خود شکستن توکلی در این وانفسای بی اخلاقی خصوصا در لجنزار سیاست کلی درس دارد. شاید بد نباشه حالا که دو سه روزی به شب قدر مونده من هم از شمایی که این جا را می خوانی و شاید در حقت بدی یا به حرفی و عملی آزرده ات کرده باشم،حلالیت بطلبم. حدیثی از معصوم هست به این مضمون که از بنده خدا بگذرید تا خدا از شما بگذرد. "شستشویی کن وانگه به خرابات خرام"

| بدون نظر

میرشریف جورجانی در بستر مرگ سه مرتبه پسرش را خطاب قرار داد و گفت:"بابا! خود را باش"

| 2 نظر

"نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم"
از کنسرت سخن عشق شجریان

| 2 نظر

"قطار می رود
تو می روی
تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام
که سالهای سال
در انتظار تو
کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان
به نرده های ایستگاه رفته
تکیه داده ام!"

مرحوم قیصر امین پور