آرشیو تیرماه 1386

| 1 نظر

همه چیز دارد دموکراتیزه می شود:خشونت، ثروت، دین، علم، قدرت و ... رقص! در حسرت کمی رقص کردی در سوگ نشسته ایم، دختران این خطه تنها فارسی می رقصند مثل ولایت خودمان.

کرمانشاهم.

| 1 نظر

بغضم فاصله شده است
ميان آنچه می‌خواهم بگويم و آنچه می‌شنوی.
چه فايده از گريه‌های مخفيانه؟
غريبه شده‌ای، غریبه ترین.

| 1 نظر

من دوست دارم بدونم تو قلب تنهای ما چی می گذره که هر روز تنها تر از دیروز ...

آخرین دقابق تیر داره دست تکون میده...

| 2 نظر

من آپ دیت کردم ولی اسمم رو اون بالا پررنگ ننوشته ! خدایی نصف انگیزه من جهت پست زیاد اینکه اون بالا اسمم رو پر رنگ می نویسه، اصلا اسم منو اون بالا پر رنگ بنویسسید من قول می دم حرف نزنم و به خوندن شعر " ای حمومی" بپردازم تا نظرم رو بپرسید! حالا اینو پست کنم ببینم پرنگ میشم اون بالا یا نه؟ اگر نشدم یه پست دیگه و الخ...

| بدون نظر

فکر می کنم  اینکه با یکدیگر گفت و شنود می کنیم و در جمعی احساس راحتی مطلق! می کنیم اینقدر ارزش دارد و برایمان مفید است که جای چندانی برای غر زدن! باقی نمی ماند اما اگر عادت به نق زدن در نهان خانه وجود آدمی مانده باشد به سبک قافیه اندیش می توان نوشت:

 گفتگو اگر به منظور اقناع باشد ادبی دارد و اگر به منظور سعی جهت درک طرف مقابل ادبی دیگر. دراولی که در دهه 50 و 60 بسیار متداول تر بوده و هنوز هم در کرسی های بحث مرسوم هست وقت بسیار موسع و جمع بسیار محدودی می طلبد تا به نتیجه مطلوب برسد نتیجه مطلوب در این نوع بحث ها رسیدن یه یک حقیقت واحد و گاه حتی حقایق چندگانه است . در دومی که اگر سعی کنیم متداول می شود سعی می کنیم چند دقیقه ای از ذهن خود خارج شویم و معنای مد نظر طرف مقابل را درک کنیم شاید چیزهای بدیهی ذهنمان از بداهت خارج شود و همگی بی توجه به سطح فکر و مطالعه،" خود" را بیان می کنند شاید بداهت های ذهنی دیگری را بشکنند. هدف در این نوع گفتگو در حالت ایده آل هم رسیدن به یک گزاره واحد یا اصلاح دیگری نیست، تنها آشنایی با دنیای ذهن دیگریست حتی دغدغه حقیقت هم وجود ندارد چه یک گانه چه چندگانه. این نوع گفتگو بیشتر در جمع هایی که انسان احساس امنیت خاطر دارد چه از لحاظ قضاوت های کلیشه ای شنوندگان و چه از لحاظ طرفیت تحمل ذهنیت مخالف، امکان وقوع دارد. گمان می کنم این احساس امنیت در جمع ما به نحو مطلوبی موجود هست، شاید بتوان از این خاصیت جمع مان که تقریبا نایاب هست در این روزگار بهتراستفاده کرد.

شاید جایی برای" شنیدن".

پ.ن: گدشته از این غرغر ها بسیار بسیار خوش گذشت از تک تک تون خصوصا جهان ممنونم. جای سهیل ، شاهد ، جینبا و سینا هم خالی بود، ایشالا در فرصت های بعد. از آشنایی و ملاقات با افرادی هم که تا حالا ندیده بودم بسیار مشعوف شدم. هرچند در آخرین دقیقه فهمیدم سوپرنوا کیه، وقتی که رفته بود!!!

| 3 نظر

یک تشکر بزرگ به صاحب جینبا بدهکارم، این روزها با دبی زیادی از تحمل و حوصله سوالات و اشکالات گاه ابتدایی ام را در علم شریف مهندسی شیمی حل می کند. جینبا خواهرخوانده صباست، هرکه او را بیازارد صبا را آزرده است و هر که صبا را بیازارد قدح آینه کردار را آزرده است و هر که قدح را بیازارد پیچشش بر صبا واجب است!!! گفتم اینجا تشکر کنم تا بدونید آدم قدردانی هستم.

پ.ن:ماله کشی به سبک برره:" لوس" ازصفات معکوس بید و به معنای خیلی خوب بید!!!

| 1 نظر

یک حمومی من بسازم چل ستون چل پنجره

                          جانم، چل ستون چل پنچره

کچ کلاه خان توش بشینه،کج کلا خان توش بشینه با یراق و سلسه

                         جانم ، با یراق و سلسله

...

کسی بقیه این شعر و بلده؟ می دونه کی خونده کجا میشه فایلشو گیر آورد؟ بیست دقیقه هست به جای شعر "یاد امام و شهدا" این شده ورد زبونم. خدا بهتون رحم کنه!

| 4 نظر

می خواهم سر سوزنی به شما بزنم و جوالدوزی به خودم. خشن شدم و کلی گو! :

وقتی کسی نمی تواند چیزی که در ذهن دیگری هست را بفهمد ، چیزی که به معنای واقعی چیز هست وگفتنش عرض گوینده می برد و رسوایی شنونده می آورد همان بهتر که گفته نشود و وقتی که چیزی که به معنای واقعی چیز هست و در دنیا و افق فکری و شکل زندگی متفاوتی شکل گرفته هست و در نظام معنایی شنونده هیچ سابقه ای ندارد همان بهتر که فقط در برارش سکوت شود و تنها به همدلی اکتفا شود. گاهی راهکارهای چرتمان بد جور کسی را می آزرد. اگر تا این جا هم کوتاهی بود یک معذرت خواهی اقل کار ست. فافهم.

حرف در این جور زمینه ها زیاد دارم و فقط یه کوچولو سوزن زدم .یه تکونی به خودتون! بدین تا کار رو به قمه کشی نکشوندم.

| بدون نظر

محض اطلاع و اتخاذ تصمیمات مناسب، فردا اول رجبه.

| بدون نظر

-آقای دکتر با توجه به حدودا 1 دقیقه ای که به پایان بازی مونده مالزی چقدر شانس برای جبران نتیجه داره؟
-باید تا پایان صبر کرد و دید!

(در این لحظه چین از مالزی 5 بر یک جلو هست)


| 2 نظر

وبلاگ بی کامنت مثل قیمه بی سیب زمینی سرخ کرده هست. فعلا نمی نویسم تا سیستم کامنت ها رو درست کند. همگی را به یک نافرمانی مدنی و اعتصاب دعوت می کنم!
پ.ن.: "بابا تو دیگه کی هستی؟ " بهتر بگم:"تو خودت قند و نباتی، شکلاتی شکلاتی"
درست کرد دیگه. دستشم درد نکنه.

| 1 نظر

"لزجت" یا "ویسکوزیته " زندگی خوب و مستقلی داشت و تحت هیچ "فشاری" قد خم نمی کرد. هوس کرد از تنهایی در بیاد، رفت روی "چگالی" و با هم حس کردند مفهوم با کلاسی به اسم "لزجت سینماتیک" تشکیل داده اند. اما همان امری که شیران را کند روبه مزاج ، این مفهوم به ظاهر با کلاس و کلا مقدس را تابع هرگونه"فشاری" کرد.
ما از این داستان نتیجه می گیریم ....
به بهترین نتیجه داستان ها به قید قرعه سیم کارت ایرانسل تعلق می گیرد.

| بدون نظر

شل کرده ایم پیچ را ببینیم چه می شود.
برای اطلاع از آخرین نظراتم در هر بابی کافیست نیت ، حمدی قرائت و دیوان حافظ را باز کنید.
پ.ن بین دو نیمه: ای امیر !من بیلمز هم می دانم عنایتی جاش اون جا نیست و وقتی کعبی هست خطیبی رو سکو باید بازی رو تماشا کنه.
پ.ن آخر بازی: برای بازی اول خوب بود.

| بدون نظر

-سلام علیکم، خوب هستین ان شالا؟
-سلام. ممم. موهاتو دیگه گلت نمی کنی؟!
-....(حالت قفل کردن)


پ.ن:همچنان تلاش مذبوحانه ای برای درک دنیای دیگران دارم.

| بدون نظر

مطمئن شده ام که وسط دنیا همین زیر میز من هست. هر کسی شک داره اندازه بگیره.
با شما خدای عزیز هم هستم.

| بدون نظر

نوشته که سه صدا اشرف اصوات هستند، صدای آب، صدای پول، صدای زن.
یکی شیر آب رو باز کنه که از دو تای آخر نصیبی نیست.

| بدون نظر

خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند
پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند
نظری کن به من خسته که ارباب کرم
به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند
عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو
سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند
گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند
بوسه​ای زان دهن تنگ بده یا بفروش
کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند
گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند
سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه مرنج
ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند

| بدون نظر

جاهای مختلف شنیدم که یک معضل سیاسی ، اقتصادی، اجتماعی، روانی و حتی ورزشی مطرح میشه و بلافاصله یک جمله می گن که تقریبا کارکرد خاک شیر دکتر شریعتی رو داره،"باید یک کار فرهنگی صورت بگیرد"
من بودم می گفتم"ساختارها و روابط اقتصادی رو درست کن" مثلا اگر می خواهی به زنان اجحاف نشود بیش از کار فرهنگی روی زنان و مردان، لازم هست که زنان استقلال مالی پیدا کنند. امار هم به خوبی موید این امر هست، زنانی که استقلال مالی دارند مشکلات بسیار کمتری دارند. تاکید می کنم بر روی لفظ شریف کمتر. اگر هم وضع زنان داره کم کم بهتر میشه مربوط به همین هست که دارند کم کم استقلال مالی پیدا می کنند. شیشه خوردهای مونده رو هم باید کار فرهنگی و تربیتی و ... کرد تا جمع بشه.
با تاخیر موجه یک روزه روز زن و دختر و کلا جماعت نسوان بر این قشر زحمت کش و شهید پرور مبارک باشه.

| بدون نظر

توی روابط عمومی انجمن دفاع از حقوق زندانیان که من بعد به اختصار از آن به انجمن دفاع یاد خواهیم کرد مقادیری کمک لازم هست. عمده کار در آوردن یک خبرنامه هست که اگر به کار درآوردن خبر و مصاحبه و کپی/ پیست از سایت ها و خلاصه کردن مطالب و از همه مهم تر مصاحبت با من و ممد علاقه دارید به یاری سبزتان نیازمند هستند.
بعد چهار سوق هست که داره فعال تر میشه، اگر خدا خواهد. سخت به تعدای عضو جهت پرداخت حق عضویت محتاجند، اگر پول دارید که دارید دریغ نکنید. در عوض پولی که می دید می تونید در زمینه برگزاری سخنرانی به این ان جی اوی "ماه" کمک و در برنامه کوهشون شرکت کنید و باقیات الصالحاتی از خود جا بذارید.

| بدون نظر

دیشب جو گیر روز مادر شدم و احساساتی مادرانه پیدا کردم و مستقیما از جینبا ، سهیل و میلاد و بواسطه شاهد از الی دلیل ننوشتن وبلاگشون رو پرسیدم، جواب:
میلاد: تنبلی. می خوای از دنیام سر در بیاری؟
جینبا:امشب می نویسم، آخه کامپیوتر ندارم.
سهیل:تازه اومدم تهران، می نویسم ان شا الله.
الی نمی دونم می خواست بره عروسی داداشش ، داداشش می خواست بیاد عروسی الی، دو تایی می خواستن برن عروسی یکی دیگه یا با هم ....!!!

| بدون نظر

حالم داره از هر چی باید و نباید و ایدئولوژی و آرمان و اینا بهم می خوره. یاغی شده ام!

| بدون نظر

زنده ام، همچنان.
دارم فکر می کنم راهی هست دنیای آدم های دیگه رو اونچنان که هست دریابم؟ نیست ، نه؟ من هوس کرده باشم دنیا شما رو درک کنم چه کنم؟!