آرشیو اردیبهشتماه 1386

...

| 1 نظر

قدح آینه کردار

جالبه بین این همه آدم توی دنیا بعید می دونم 2 نٿر وجود داشته باشند که تصور عین همی از بهشت داشته باشند . حتی وقتی خدا می خواد  بهشت رو توصیٿ کنه یه جور توصیٿ نمی کنه که همه طیٿ ها اند ( end )  لذت خودشونو بالاخره توی این توصیٿات احساس کنند . اونچیزی که به نظر میاد اینه که بهشت برای آدما یه مقصد مشخص  نیست . بلکه جمع همه خوبی هاست . گاهی اوقات حالتی خاص به آدم دست میده که به طور موقتی احساس میکنه هیچ چیزی نیست که اون بخواد داشته باشه . به نظر من اون لحظه آدم توی بهشته !

بهشت دائمی هم به نظر من وقتیه که آدم دیگه به تلاطم و نا آرامی که یکی از بزرگترین مشخصه انسانی و یا حتی حیوانیه بر نگرده . در نتیجه دیگر انسان به این معنایی که ذکر شد نباشه .

اوج مقام یک عارف را فناء تعریٿ می کنند .

نتیجه گیری : 1 _ انسان متعالی وقتی خودش رو در بهشت میبینه که دیگر از او خودی و اثری باقی نماند .

                    2 _ توی تعریٿ از انسان هنوز موندیم .

                   3 _ چه قدر به این مرز نزدیکیم

علت: من از ممد از این تریپ حرف ها تا حالا نشنیدم. هو رجل کتوم. غنیمت می شمرم.

...

| 4 نظر

شیدا
قاعده را هیچی نشده به هم می زنم. از شیدا 4 پست انتخاب می کنم. البته فقط لینک می گذارم.
خدا، گوش هایت را بگیر که شرمم می آید بشنوی.. !!
اگر باران نمی بارید، رسوا شده بودم...
...
The clock ticks life away

علت: بی هیچ رودربایستی و خجالت من با این 4 پست گریه کرده ام. همین الانم برای من حس و حالی رو میاره که مدتی هست ازش فراریم.

...

| 1 نظر

"مجنون"

فروردین 86:

" نوروز است و سال نو

بهار است و گل و شکوفه

همه پیامی مشترک دارند ... نور و امید...

سال 85 هم گذشت ... برای ما نه به قول بهنود سال خبر بود و انسان و نه به تقسیم دیگران سال خوش و ناخوش ... سالی بود که فقط گذشتنش به یاد ماند و گذرش بر صفحۀ تقویم ... گذشت اما نه به سختی سال قبلش که کسان رفتند و ناکسان از راه آمدند اما خوش جولانگاه ناکسان بود

اهل خبر و رسانه هر آنچه نقل و روایت می کنند خوش نیست ... نیک اگر بنگریم روایتگر کاستی هایند تا اهل دنیا پرش کنند و نماند ناکامی و کاستی (نقد نکردم که هنری نیست نقد این جماعت بی دفاع)

اهل سیاست و اقتصاد و اجتماع نیز هیچ کدامشان سخن به رضایت نگفتند از احوال روزگار، البته از کسان. ورزش و هنر نیز که حالش معلوم.

به هر حال اگرچه سالی که گذشت از حیث خبر خوش، سالی کمیاب بود اما ناخوشی ها همه در پرده ای از ابهام و هاله ای از تردید، میان بود و نبود.

بگذریم. نقل سیاست و اقتصاد بماند برای اهلش محفوظ که کمتر از ما محفل و مجلس و مسند و تریبون ندارند. اگر چه حساب و کتاب، 86 را سالی خوش وعده نمی دهد اما بهار است و همه پیام نو شدن و حداقل اندکی فراموشی حال ناحال. همانطور که 85ای که گذشت با همۀ ناکامی زندگی جاری بود و در جریان. و بهار مگر نه دشمن سکون و سردی دی و یادآور همین جاری بودن و جریان. پس اندکی بگذار و بگذر این غم و ناخوشی روزگار.

زندگی را خوش است؛ و مبارک این تازه رسیده که نه مهمان که مهمانش شده ایم.

---------

پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است

نظارۀ تو بر همه جان ها مبارک است

یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن

دانسته ای که سایۀ عنقا مبارک است

ای بستگان تن به تماشای جان روید

کآخر رسول گفت تماشا مبارک است

ای نوبهار حسن بیا کآن هوای خوش

بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارک است

بر خاکیان جمال بهاران خجسته باد

بر ماهیان تپیدن دریا مبارک است

دل را مجال نیست که از ذوق دم زند

جان سجده می کند که خدایا مبارک است

--------------

اگر شعر غلط و کم و کاستی دارد خرده نگیرید بیش از اینش یادم نبود"

علت:نوع نثر در حدی بود که من فکر نمی کردم صاحب مجنون همچین توانایی در نوشتن دارد. تحسینش کردم. تحسینش می کنم. البته انتخاب شعرش هم قشنگ بود. از لحاظ محتوایی هم برای من حرف نو داشت.

...

| 1 نظر

اولین وبلاگ "شاهد قدسی"
17مرداد 1385: به همسرم پدر خوبي نخواهم شد اگر او كمكم نكند.
علت: زن ذلیلانه ترین حرفی که می توان در روز پدر! زد.

...

| 1 نظر

سالگرد مفلاگ نزدیک هست. با توجه به ایام امتحانات و سابقه پارسال بعید می دونم از سوی معظم له برنامه ای باشه. فلذا من تصمیم گرفتم در یک ابتکار "توپ" و" ADSL"و "متالیک" و "هدیه تهرانی" و "ضرورت تاریخی دار" به انتخاب یک پست از هر وبلاگ در سال اخیر (خرداد 85 به بعد) دست یازم. معیار خاصی ندارم، شاید نثر زیبا، خاطره، محض خنده ، دلنشین بودن، هم نظر بودن و .... البته کنار هر انتخاب دلیلش رو می نویسم. هر کی هم که این کار به نظرش لوس نیومد و حوصله و وقت داشت همراهی کند تا حس لوس و ننر بودن بهم دست نده.

...

| بدون نظر

گوش شیطون کر امروز روز ایده آلم بود. روزی که الان که تهشم. احساس رضایت دارم از 24 ساعت گذشته. ببینید: صبح درس خوندم ،ظهر با یک دوست ناهار خوردم. عصر یک امتحان توپ دادم. روزنامه رفتم. یک سخنرانی رفتم. چند تا دوست که از دیدنشون فقط میشه خوشحال شد رو دیدم. خونه تازه داماد رفتم.

کلی قول و قرار هم گذاشتم با آدمای مختلف.ای شالا که عملی شه.

...

| 1 نظر

علی کجاس؟
تو باغچه
چی می چینه
آلوچه
آلوچه ی باغ بالا
جرئت داری بسم الله

...

| 2 نظر

با این پیش فرض که اردیبهشت ماه عاشقیست ، تنها 55 دقیقه وقت باقیست ...

پ.ن:ساعت ارسال پست اشتباست.

...

| 4 نظر

نه اینکه برای مخاطب بنویسیم یا برای تغییرش. بحث اثر و ارشاد هم نیست. مسئله ام اینه: چقدر این "خود" ها که حداقل ادعا می کنند فقط برای لذت نوشتن و ثبت خودشون اینجا می نویسند از هم دورند. اگر قبول کنی دیالوگ در ذهن های نزدیک ،در دغدغه مشترک، سوال یکسان ،غم و شادی واحد حتی همدلی دوستانه یا حتی پوز زنی رخ می ده می بینی که این ها در مفلاگ کمرنگ هستن.
البته این فضا های متفاوت خیلی هم بد نیست ها. یک جور تکثر هست دیگه.
بعد هم من راستشو بخواین می نویسم که شما ها بخونید. باور کنید از بی ربط ترین کامنت هاتون مثل این وبلاگ نویس های بی کلاس خوشحال می شم.

...

| بدون نظر

چند تا حال و هوا دارم. یکی حال و هوای ماه رمضون که نمی دونم چه ربطی داره؟ یکی حال و هوای ستاد نسیم دکتر معین که خوب معنا داره.  یکی اینکه شدید از همسن و سال هام عقبم که داره قلقلکم میده و به خندم میندازه. خوبه آدم به نکات منفی اش بخنده. همیشه یه جیزی برا خنده هست. نمی دونم ای آخریو جایی شنیدم یا از جملات قصار خودمه. دیگه اینکه از برد چلسی خوشحالم. بالاخره یه جام بردیم، من و مورینیو! کنار این همه فکر مسخره مصاحبه معادیخواه هم شده کابوس. از هر دری حرفی زده. از این لحاظ خوبه که گوشه نشینه وگرنه خبرنگارا بدبخت بودن.

این صبا هم شده مستراح فکری من.

...

| 3 نظر

راستی قبول دارین ما تو مفلاگ "دیالوگ" نداریم، یه سری مونولوگ داریم، هرکی تو عالم! خودش؟

| بدون نظر

"همتی بی حرف چون برف می باید"
مشیری

...

| 1 نظر

"نقد گفتمان دینی"
نصر حامد ابوزید. دارم می خونم.

شما که اینقده با حالی که این کتاب و اون همه کتاب خوب دیگه رو دادی بهم میشه معنای متن همین نویسنده رو هم بهم بدی؟

...

| 1 نظر

اینکه آدمی کلی نکته مثبت داشته باشه و ما فقط به دله بازی 30 سال پیشش می چسبیم یعنی ما عرضه استفاده از خوبی های طرف رو نداریم. شاید به طرف یه کم سخت بگذره ولی ضرر عمده مال ماست. این جوری میشه که حسینیان و شعبون بی مخ میشن مورخ های ما.

...

| بدون نظر

امروز به اینکه در جایی هستم که قبلا امثال حامد قدوسی نشسته اند کمی افتخار کردم. می بینی حتی افتخاراتم هم کوچک شده اند. این یعنی خودم هم آب رفته ام.

...

| 1 نظر

خود مرحوم فروید هم زنده بشه عمرا بتونه رفتار شما دو تا رو توجیه کنه. حیا هم کلا چیز خوبیست.

با این دو تا گربه تو کوچمون هستم بابا!

...

| 1 نظر

وسط يک‌عالمه کار، گير داده‌ام به آرشيو مسنجر. کلی باحال است و خنده‌دار،گاهی هم گریه دار! قبل‌ترها آدم‌ها هر چه را که دوست داشتند از ديالوگ‌هايشان به خاطر می‌آوردند و حالا همه‌چيز همان‌طور که اتفاق افتاده ثبت می‌شود. اين‌جوری واقعی‌تر شده‌ايم و رؤياها کم‌تر مجال نفس‌کشيدن دارند.

 با رؤياهايم حال می‌کنم اما مدتی است که خالی مانده‌اند؛ خالیِ خالی.

...

| بدون نظر

هوس کوه دارم و غلت خوردن در برف.

...

| بدون نظر

عروسی یک دوست خیلی خوب و یک مهندس شیمی گل ، کلی بهم داره حس خوب میده.حس جاری بودن زندگی.

بی ادب!

| 2 نظر
Picture%20028.JPG