آرشیو فروردینماه 1386

...

| 1 نظر

برای شیدا: از پست آخرت خوشم اومد، قشنگ بود. نظرخواهی نداشت اینجا نوشتم.

*** 

وسيع باش
و تنها
و سر به زير
و سخت.

( سهراب سپهری )

...

| 3 نظر

خوب بعضی وقتا دلم تنگ میشه، واضح هست که اگه وبلاگ بنویسم چی از آب در میاد؟ ولی عوضش شما از حال من آگاه می شید و هر که از حال من آگاه بشه شیفته من می شه و هرکس شیفته من شد عاشق من میشه و هرکس عاشق من شد الی آخر!!!

یعنی نبايد هيچ‌وقت خودم و احساسم رو بيان کنم؟ عجب محدوديت بزرگ و ناجوانمردانه‌ای.يعنی اگه بخوام خودم باشم، همین شما چند نفرمفلاگی هم می‌ذارين می‌رين؟

 

...

| 2 نظر

یکسری تصمیمات خیلی خوب با همان دوست خیلی خوب گرفتیم. اگه بشه چی میشه؟! آخرش می خوایم بریم بیت المقدس!

 شدیدا احساس نیاز به یک مکان معنوی مثل مشهد یا مکه و ... غیره دارم، کسی میاد جنگی بریم مشهد و بیایم؟ جا و رانندگیش هم با من.داوطلبین از عناصر ذکور باشند لطفا، حوصله دردسر ندارم تو این وضعیت. گفتم این وضعیت، داغ دلم تازه شد. نه اینکه با حجاب مخالف باشم،نه. باور کنید اگر زن بودم حالا نگم چادری ولی حدود شرعی را رعایت می کردم ولی باور کنید حتی به همسر بالقوه(خبری نیست بابا! نیشتو ببند) هم جرات نمی کنم بگم باید حجابت اون جور باشه. خبلی دلیری می خواد آدم چیزایی که فکر می کنه درست هست رو به دیگران تحمیل کنه. دلیری لفظ مثبتی هست، به جاش می گم "خود تحویل گرفته مفرط مزمن مستبد خود حق پندار". لااقل بگن یه روز مردا چشم چرونی نکنن یه روز زنا با حجاب بیان. هم با تفکرات به قول محمد حسین اروتیکشون میاد هم عادلانست.

...

| 1 نظر

"... گلدانی باش، گلزار اگر نئی"

...

| بدون نظر

 امروز حس روشنفکری شدیدی داشتم. هم بازی میلان - منچستر رو دیشب ندیدم و هم با این طرح نیرو انتظامی مخالفم.

خدا بخواد این مایو سابق الذکر امشب مورد بهره برداری قرار می گیره.

...

| 1 نظر

چه خوبه که يه دوست خیلی خوب پيدا بشه، يه کم حرف بزنه، اون هم تازه در چت! و يه دريچه برات باز بشه. ممنونش هستم.

خنک آن قماربازی که بباخت هر چه بودش
بنماند هيچش الا هوس قمار ديگر
(مولانا)

...

| بدون نظر

ز دست عشق به‌جز خیر، برنمی‌آید
وگرنه پاسخ دشنام مهربانی نیست

درختها به من آموختند فاصله‌ای
میان عشق زمین و آسمانی نیست

"فاضل نظری"

 

...

| 1 نظر

فرض کنید یه بحث 1000 متر ارتفاع داره. یه دوست رو که می بینی در حد 400 و 500 متر اون بحث رو می گی. اگه مثلا حمزه(سلام حمزه جان! خوبی؟) باشه یا حمید نیکو مجبوری برای با هم بالا اومدن برگردی به ارتفاع 80 متری. معمولا هم من حاضر نیستم این کارو بکنم. به یکی مثل حسین می رسی تا ارتفاع 600 و 700 می شه رفت ولی بعدش نه. یه دوست دارم امروز با هم به ارتفاعی رفتیم که تا حالا برام بی نطیر بود. تا حالا با کسی این قدر همدلی و هم فکری نبود. آخرش برای من یه سوال بود. مشکل این بود اونم تا همین جا پیش رفته بود و همین سوال. حالت گسی داشت این وضعیت.

***

این تخته وایت برد چی شد؟

...

| بدون نظر

جای آمپولم درد می کنه. سرم هم.

اگر قد این تابلو های چشمک زن عقل داشتم می فهمیدم گه گاه نبودن بیشتر مفید است. من نیستم الان.

...

| 8 نظر

کسی یه تخته وایت برد داره؟ در حد 1متر در1 متر. تا آخر سال پس می دم. نوش خیلی گرون بود، 30 تومن. نمی صرفه بخرم.

***

یکی از فرق های دانش آموز های دختر و پسری که من دیدم اینه که دخترا حدودا 20 برابر پسرا فک می زنند. دختران به جزییات بیشتر دقت می کنند . به چیزای بی اهمیت هم زیاد گیر میدن. از لحاظ قدرت یادگیری تفاوتی مشاهده نشد. آها شدیدا سوسول هستند. امروز به یکی فقط اخم کردم ، گریه کرد.(اونچوری نگاه نکن. تخفیف هم داره، اخم خالی خالی هم نبود یه کوچولو هم داد زدم . خوب گریه هم نکرد ولی خدایی بغض کرد.) کلا تجربه درس دادن تو مدرسه دخترونه و پسرونه جالبه.

...

| 1 نظر

تو رو خدا این عقب افتادگی های منو در کتاب و فیلم و موسیقی ببخشید ، این چیزایی که معرفی می کنم اینجا احتملا سالها قبل دیدید و خوندید و شنیدید. محض دور هم بودن می نویسم.

این داستان های کوتاه "دن کامیلو" رو دارم می خونم. جون میده برا وقت هایی که رمق کاری نمونده. داستان دو شخصیت اصلی داره یکی همین دن که کشیش هست یکی هم په پونه که کمونیست و شهردار هست.

"در حقیقت وقایع از تخیل سبقت می گیرند.روزی داستانی می نوشتم که قهرمانش ، کمونیست من، په پونه بود.په پونه یک میتینگ سیاسی برپا کرده بود که هواپیمایی رد ش دو اوراق ضد کمونیستی ریخت، په پونه عصبانی شد و مسلسلی برداشت اما تا مرحله شلیک پیش نرفت. فکر کردم "این دیگر خیلی تخیلی خواهد شد!" چند ماه بعد در اسپلمبرگ نه تنها کمونیست ها به هواپیمایی که تراکت پخش می کرد تیراندازی کردند، بلکه موفق شدد آن را ساقط کنند!"

جوانی گوارسکی، نویسنده دن کامیلو ها

***

آقا تو رادیو برا همه ملت فال گرفتن معنا داره ؟از لحاظ علم فال گیری می گم ها.

...

| 1 نظر

دوسه روزه این کتاب "سازمان مجاهدین خلق" رو می خونم. کتاب جامعی هست. از آقا غنی شنیدم بعضی جاهاش مطلق سازی کرده. خلاصه که من خوشم اومد. جای این جور کتاب ها خالی هست که یواش یواش داره پر می شه.

نکته خیلی ضایعش بحث های ولنگاری جنسی بود. نمی دونم چه چیزیه یکی که هزار جور عیب داره و همه و خودش معترفند ،یه ولنگاری جنسی بهش می چسبونیم. انگار کج روی بی این جور بحث ها ناقص هست. به افراد سازمان در سالهای 48 تا 52 به نظر من که اون موقع نبودم این جور چیزا نمی چسبه.

...

| بدون نظر

اون زمانی که مسئول جلسه بودم یه سخنران آوردم تو جلسه قرار بود درباره "زندگی" صحبت کنه. اول جلسه نرسیده گفت خوب چی شد که این موضوع رو انتخاب کردید؟ همه برگشتن گفتن ما انتخاب نکردیم این انتخاب کرده. سخنران گفت خوب بگو چی شد این موضوع رو انتخاب کردی، من این شعر مولانا اومد تو ذهنم که :

جمع صورت با چنین معنی ژرف                             نیست ممکن جز ز سلطانی شگرف
در چنین مستی مراعات ادب  خود نباشد ور بود باشد عجب

فقط مشکلش این بود که فقط مصرع اول اومد تو ذهنم.همون و خوندم. سخنران گفت چه ربطی داشت؟!به صورت مضاعف مقادیر زیادی ضایع گشتم.البته من هنوز فکر می کنم ربط داره.

امشب یاد این شعر افتادم و اون خاطره. شعر باحالیه.

 

...

| 1 نظر

احمدی مقدم درباره برخورد با بد حجابی گفت:پلیس در اجرای طرح امنیت اخلاقی حد عرفی حجاب را مورد توجه قرار می دهدو تعیین حد شرعی به عهده علما و مسولان دیگر است.(روزنامه اعتماد 23/1/86)

...

| 2 نظر

م.غ 30 سال قبل بر علیه حکومت فعالیت می کند. م.غ سقوط آن را می بیند. م.غ در جنگ شرکت می کند. م.غ نقاط عطفی از تاریخ ایران را درک کرده است. از نظر من او و هم نسلی هایش زندگی با حالی داشته اند.

 امروز دوست داشتم کاش 40 سال زودتر به دنیا آمده بودم. حس زودگذری بود.

***

مخاطب محوری:

مری یاس ، شیدا و حسین! در همین جا زهرماری می گدارم.

سهیل! عمرا. من اصلا جزو اینا نیستم. تو اگه هستی زودتر بیا بیرون.

شیدا! سال نو شما هم مبارک.

 

 

...

| بدون نظر

امروز با H2S کمی ور رفتیم، به هر سو بنگرم بوی توالت آیه.

...

| 3 نظر

بر اثر استفاده از این زهر ماری هایی که حسین داده و مقداری هم که خودم جدیدا کشف کردم و تازگی ها هم حلال شده، کمی شنگول هستم .

عدم برداشت بد نشانه شخصیت شماست.

...

| بدون نظر

عاجز و مسکین هر چه ظالم و بدخواه

ظالم و بدخواه هرچه عاجز و مسکین

قائم مقام فراهانی

خبر آمد ...

| بدون نظر

شورای امنیت دو هفته پیش با 15 رای(از جمله رای اندونزی) از دولت ما می خواد که فعالیت های تحقیقاتی مربوط به غنی سازی رو به تعلق در بیاریم. امروز رییس جمهور در نطنز ادعا می کنه که در سطح صنعتی داریم غنی سازی می کنیم. یعنی  سطح بحث رو بردیم بالاتر. اگر دیروز مساله تحقیقات بود امروز اصلا اون صورت سوال کاملا پاک شده. اما واضحا از دید من شرایط بهتر نشده است. مساله فقط سخت تر میشه. من این حس رو دارم که اینها از 1.5 نیم پیش سیاستشون همین بود. در هر مرحله که مسئله هسته ای قرار داره یک گام بالاترش رو ادعا کنیم و یک جور غافل گیری در طرف مقابل ایجاد کنیم و احساس ابتکار عمل هم داشته باشیم. اما احساس می کنم چیزی که مغفول مونده فرضیات کنار مساله هست که مرتب داره بدتر میشه. مثلا چایگاه ما در روابط بین الملل.

نمی دونم کسی امروز احساس جشن یا غرور می کرد یا نه؟ من این حس رو ندیدم البته من امروز همه جا و با همه کس نبودم. ای کاش فضای جامعه بازتر بود و می شد این رو فهمید.کاش بفهمند که بی خبری از نظر مردم خودش بحرانی بیشتر از بحران هسته ای هست. به صورت باور تعصب آلودی فکر می کنم بحران هسته ای هم فی حد ذاته بحران ما نیست. بحران اصلی ما همون شکاف حکومت و مردم هست. این بار خودش رو در عرصه بین الملل و در  قالب هسته ای داره نشون میده.

...

| بدون نظر

"چه دوست داشته باشیم و چه نداشته باشیم اکثریتمان(با شما درصد استثنایی کاری ندارم، اصلا بیایید قرار بگذاریم که هروقت قضیه واقعا برایتان گران تمام شد خودتان را جزو همان اقلیت استثنایی بدانید. اصلا مخاطب من شما نیستید، هموطن دست راستی شماست) داشتم می گفتم اکثریت قریب به اتفاقمان اهل تظاهر هستیم، تظاهر به درستی، به ادب، به نزاکت، مکنت، ثروت، قدرت و دها صفت دیگر...."

جامعه شناسی خودمانی، حسن نراقی.

*با توجه به چاپ چهاردهم کتاب احتمالاخیلی قبل تر از من خوندید.

آمد به سرم ...

| بدون نظر

اتفاق اخیر کنار همه سودها و ضررها ، عدم توافق مسئولان داخلی با هم رو به طرز غریبی به نمایش گذاشت. با این یک دستی ای که پارسال امثال توکلی و حداد صریحا و آقا تلویحا می گفتن این شکل تصمیم گیری های شتاب زده و بعضا مضحک بیشتر جای تعجب داشت.فقط به عنوان نمونه مراسم دست دادن و خداحافطی احمدی نژاد رو در نظر بگیرید، عده ای که به زعم ما منجاوزند یک هفته تحت فشارند بعد کلی تحویلشون می گیریم بعد حتی می بریمشون پیش رئیس جمهور و اسکورتشون می کنیم توسط همون نیروی بازداشت کننده. جالب اینجاست که امسال هم پی اتحاد و انسجام هستند. البته از دید اینها اتحاد یعنی کسی حرف نزنه الا به تایید "ما". اتفاقا اگر بگذارند صدای مخالف زده و شنیده شود جدی این دست اتفاقات بعیده رخ بده.

Who's the boss in Tehran? 

...

| 1 نظر

از همه جاش با حال تر این بود:

"I'm asking Mr Blair to not put these 15 personnel on trial because they admitted they came to Iranian territorial water,"

 فکر کرده همه جا ایرانه.

 

 

...

| بدون نظر

بيراهه رفته بودم
آن شب
دستم را گرفته بود و مي كشيد
زين بعد همه عمرم را
بيراهه خواهم رفت ...

"حسين پناهی"

درباره این آرشیو

این صفحه آرشیو نوشته های از فروردینماه 1386 است که ترتیب چیدمانشان از جدید به قدیم است.

اسفندماه 1385 بایگانی قبلی است

اردیبهشتماه 1386 بایگانی بعدی است.

نوشته های اخیر را می توانید در صفحه نخست مشاهده نمایید و یا به آرشیو مراجعه کنید تا تمامی نوشته ها را مشاهده کنید.

بخش ها

صفحه ها

با قدرت مووبل تایپ 4.24-en